گپ مادر دختری!

گاهی وقتا درباره رکسانا که فکر میکنم یادم به گردباد های چرخان میوفته که همش در حال حرکت وجنب وجوشن....

گاهی هم شبیه مرغ انجیر خوار که در هر ثانیه بالهاشو نمیدونم چقدر بهم میزنه!!!

اما دیشب یکی از اون اوقات خیلی خیلی  نادری رو داشتیم که رکسانا به مدت چند دقیقه آروم وقرار میگیره و دائم نمیخواد حرکت کنه!بغل

روی تخت ور دل هم دراز کشیدیم وکلی گپ زدیم 

از اینور واونور از هر در سخنی...

آی مزه داد.....

یعنی میشه یه روزی روزگاری دخترم و من بشینیم پشت میز آشپزخونه چائی بخوریم و با هم دیگه گپ بزنیم؟خیال باطل

 

/ 4 نظر / 15 بازدید
مامان اميرحسن

انشاللههههههههههههههههه چه ذوقي داره مادر دختر بشينن با هم چائي بخورن ولي دلم نسوخت خوب منم با پسرم ميريم تو حياط قدم ميزنيم و با هم ميريم خريد البته ديشب هم داشتم رقص يادش ميدادم كه با هم برقصيم حالا سوختي[نیشخند]

مامی مهتاب

فدای این مامان و دخمل با صفا بشم من که با هم خلوت می کنن همیشه شاد باشین و باهم !

مامان آوا

آی دنیا اینجا هم دست از سر ما بر نمیداری؟ بهاره انشالله همه مون با هم دوره ی زنونه میذاریم و دخترامونم ازمون پذیرایی میکنن :))

لیلا مامان علی

ای جانم به رکسانای عزیزم. چرا که نه مامانش. انشاء اله چشم به هم بزنی دخترت برای خودش خانومی شده و از نگاه کردن تو چشماش لذت خواهی برد. و وقتی به قد و بالا و موقعیت اجتماعی ش نگاه می کنی کللللللللللللی کیف می کنی و خستگی این روزا از تنت بیرون بیاد.