رکسانا، روشنائی زندگی

این داستان زندگی دختر نازیه که زندگی منو نورانی کرد.

امروز بعد از  ماهها اومدم تا از  کارای  دختر  خانم بنویسم

اخه کاری کرده کارستون!

البته به لطف عکس العمل سریع  من و بابا مهدی اتفاق بدی  نیوفتاد شکر  خدا!از خود راضی

سر ظهر  بود و من داشتم کارای  نهار  رو میکردم ،بابا مهدی  هم داشت ذغال  درست میکرد ،مامانی هم تازه اومده بود توی  خونه

من رفتم درو برای  مامانی باز  کردم و وقتی  برگشتم تو آشپزخونه نزدیک سینک از  پنجره تو حیاطو نگاه کردم و دیدم ای  داد بر من!

آزرای  بابا مهدی  با حرکتی  آرام و دلپذیر داره میره تو دیوار!!!هیپنوتیزم

مثل فشنگ دویدم بیرون چون فورا شصتم خبردار شد که کار کار خود پدر سوخته اشه!

اصلا نمیدونم چطوری موفق  به خلاص کردن ماشین شده چون ترمز  دستی  آزرا در  واقع دستی  نیست پائیه!زبان

خلاصه تا من برسم به ماشین و اون قیافه جذاب  رکسانا رو ببینم که از  ترسش رفته صندلی  شاگرد و درو باز  کنم،بابا مهدی  مثل سوپر من جست تو ماشین و دستی  رو کشید!

تو این فاصله مامانی کلا جیغای بنفش میکشید که بیا و ببین!

یعنی  آخر  سر مجبور  شدم همونطور  که دارم میدوام داد بزنم بابا طوری نشده مامان جان نترس!کلافه

خدا رحم کرد که از  پنجره بیرون رو دیدم وگرنه آزرای  جان بابا میرفت تو دیوار  و یه خرج اساسی رو دستمون می زاشت

گرچه من اصلا ناراحت نمیشدم!حقش بود!شیطان

زبونم مو در  آورد بس که گفتم آقا جان در  این ماشینو باز  نزار

اون از  ماه قبل که تو پارکینگ خونمون با ارغوان جستن تو ماشین و رکسانا قفل مرکزی رو زد و دستشوگذاشت رو  بوق  حالا نزن کی بزن! اینم از  امروز  که ماشینو خلاص کرد!

کلا این دختر  درایور  ما  سر نترسی داره

واگه بابا مهدی  اش  در  6 سالگی  ومامان بهاره اش  در 5 سالگی ماشین راه انداختن 

این خانم در  3سال  و 8 ماهگی  این مهم رو به انجام رسوند تا چیزی از  مادر  و پدرش  کم نیاره!

البته بابا مهدی که داشت با ماشین میرفت تو دره و مامان بهاره هم که همراه ماشین بابا بیژن خورد تو دیوار  دانشگاه علم و صنعت!

 

شانس آوردیم حواس جمع من و شانس بابا نزاشت آزرا  جان خراش هم برداره!

این بود شیرین کاری امروز  دختر  خانم ما که هر  چی  کردم نتونستم ثبتش  نکنم!قلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/۱۳ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط شقایق 123 نظرات ()


آخرين مطالب
» منطقت تو حلقم مادر!!
» باز هم :من از کجا آمده ام!
» مگه تو دختر ما نباشی!
» چرچیل کوچک من!
» رکسانا ریاضیدان میشود!
» لوس شدن!
» گپ مادر دختری!
» ماهه... ماه...
» دخترکم نازگلکم
» دلبرک خانوم!

Design By : RoozGozar.com